روند خودشناسی مهسا
ما نتیجه تمام تصاویری هستیم که قبلا در ذهن کشیده ایم... همیشه می توانیم تصویر جدیدی بکشیم 

سلام

پست محمد رو که خوندم هوس کردم برم یه بار دیگه کتاب وابستگی متقابل( ملودی بیتی) رو بخونم، یعنی این انقدر به من چسبید انقدر چسبید که نگو ،یعنی در حد ذوق مرگ! انقدر که میدیدم همه ی رفتارهای من ناشی از همین هم وابستگیه! یه جور غم توام با شادی داشتم وقتی میدیدم همه ی رفتارهایی که از خودم انتقاد می کنم که چرا اینطوری برخورد می کنم هم ناشی از همین ریشه ی اصلی هست.یه حسه خوبی داشتم و دارم،احساس می کنم می تونم کم کم دست از جنگیدن با خودم بردارم.

ما توی برنامه آگاهی که به خودمون و رفتارها و احساساتمون پیدا می کنیم حالمون بدتر میشه مخصوصا بیشتر به خودمون گیر می دیم و خودمونو کنترل می کنیم،چرا من بازم حسودی می کنم،چرا قضاوت می کنم،چرا هنوزم خودم رو دوست ندارم،چرا هنوزم نمی تونم از خودم مراقبت کنم،چرا با وجود دانشی که(فکر می کنم!) از برنامه به دست آوردم هنوز عملکرد ندارم،هی حال آدم خراب و خراب تر میشه چون بیشتر داره خودشو می بینه قبلاً فقط حالمون بد بود اما الان که مچ خودمونو میگیریم حالمون بدتر میشه هی هم گیر میدیم که پس من کی به آرامش و رضایت درونی میرسم پس کی به بعد روحانی میرسم و...

از دیشب دارم سعی می کنم به خودم بگم اشکال نداره خودت رو دوست نداری!اشکال نداره هنوز از همه ی نقص هات استفاده می کنی،آفرین که حداکثر تلاشت رو در استفاده از ابزارهای برنامه می کنی،آفرین که حتی اگه ته دلت هم هنوز به دعا کردن شک داری، دعا می کنی، آفرین که بیشتر به راهنمات زنگ می زنی،آفرین که رابطت رو با دوستای بهبودیت بیشتر کردی،آفرین که سعی می کنی از خودت بیشتر مراقبت کنی.کلاً عاورین ن ن ن مهسا!

 

به مرور،یواش یواش،آروم آروم از این هم بهتر میشی

خدایا ازت ممنونم که توی این مسیر کمکم می کنی و مراقبم هستی.

پی نوشت۱:

تجربه ی من میگه تا من خودم این مسائلی که باهاش درگیرم رو شخصا لمس نکنم،خودم شخصا تجربش نکنم، توصیه یا پیشنهاد و حتی راهکارهای صحیح برنامه به من کمک نمی کنه،می دونم باید خودم رو دوست داشته باشم،اما ندارم،می دونم باید از خودم مراقبت کنم اما نمی تونم،می دونم باید خودم رو بپذیرم اما میجنگم،فقط تنها کاری که می کنم قضاوته خودمه،یک این کارو بکن دو اون کارو الان دیگه باید خوب باشی! نیست،تجربه ی من می گه فقط بخوام،تمایل داشته باشم، براش دعا کنم،در حد توانم از ابزارها(جلسه،نشریه،کتب مرتبط،راهنما،خدمت و...)استفاده کنم،اون اتفاقه توی زمان خودش می افته حتی یه کوچولو و احساس می کنم برای من داره شروع میشه حتی اگه بازم حالم خراب شه می دونم یه اتفاق خوب برای من به جریان افتاده،اینو توی درونم حس می کنم،خدایا ازت ممنونم

این یه تجربه ای شخصی با طی زمان و شیوه منحصر به فرد هر انسانی هست. اما تجربه ی دیگران در هموار و کوتاه شدن زمان به ما بسی ی ی کمک می کنه، پس مرسی از همه ی کسانی که هستن 

[ یکشنبه بیست و ششم خرداد 1392 ] [ 9:17 ] [ مهسا ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

من مهسا، در این وبلاگ روند شناخت عادات فکری،احساسی،غذایی ورفتاریم رو ثبت می کنم امیدوارم این شناخت به تغییر منجر بشه.
از روند تصحیح عادات به روند تغییر و حالا به روند خودشناسی رسیدم.
کشیدن تصویر جدید مستلزم شناخت تصاویر جاریه.
امکانات وب